برای درک نحوه استفاده از سیستم ها، می توانیم معیارها را جمع آوری کنیم و روندها را در طول زمان شناسایی کنیم. داده ها و بینش های به دست آمده را می توان برای بهبود کیفیت سیستم با بهبود طراحی نرم افزار یا الگوهای آزمایش استفاده کرد.

تمرکز بر تک تک نقص ها و علت های ریشه ای و یافتن راه های مناسب جلوگیری کننده برای آنها غیرممکن است. آنچه می تواند کمک کند، دسته بندی علل و مسائل ریشه ای است، و سپس ردیابی آنها در طول زمان برای شناسایی روندها و الگوهایی که می توان سپس در یک تیم یا سازمان بر روی آنها تمرکز کرد.
معمولاً وقتی به مسائلی در یک تیم می‌پردازیم، چند سؤال مختلف از آنها می‌پرسیم:
–         موضوع چگونه به نظر می رسد؟
–         چه چیزی باعث بروز مشکل می شود؟
–         آیا کاری بود که می توانستیم انجام دهیم تا زودتر به این مشکل پی ببریم؟
–         برای جلوگیری از تکرار این مشکل چه چیزی را می توان برطرف کرد؟
–         چه چیزی را می توان تغییر داد تا از بروز مجدد چنین مشکلاتی جلوگیری شود؟
ممکن است سوالات بی اهمیتی به نظر برسند، اما به تیم ها کمک می کنند تا متوجه شوند که چگونه یک نقص ظاهر می شود و چه چیزی واقعا اشتباه است. و با تمرکز بر مواردی که باید اصلاح شوند و نه اینکه در کجای نقص قرار دارند، به جلوگیری از جابجایی سرزنش کمک می‌کند و تیم‌ها را وادار به بررسی مشکلات واقعی نرم‌افزار و رفع صحیح آن می‌کند. ابزارهایی مانند Qlik، Thoughspot، Sisense، Tableau، Grafana، و New Relic مفید هستند زیرا می توانند به شناسایی روند استفاده، عملکرد سیستم و تجسم صحیح آنها کمک کنند. همه بازیگران بزرگ فناوری مانند آمازون، مایکروسافت، گوگل و اوراکل نیز ابزارهایی دارند که می توانند در محیط ابری مربوطه به این کار کمک کنند.
هنگامی که تمام نظارت ها و ابزارها را در اختیار دارید، تغییر فرهنگ قابل توجهی وجود دارد که باید اتفاق بیفتد تا واقعاً از داده ها استفاده کنید و هشدار درست را ایجاد کنید. این اغلب تنها با کمک به تیم‌ها برای دیدن ارزش گزارش و نشان دادن اینکه چگونه می‌تواند منجر به ارائه راه‌حل‌ها شود، انجام می‌شود.

بیشتر بدانید: https://lnkd.in/er9MWmKD